الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

153

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

غوص ( مرواريدگيرى ) از درياى بحرين شدم و چهار صد هزار درهم به دست آوردم و خمس آن را كه هشتاد هزار درهم است براى شما آوردم و نخواستم آن را كه از آن شما است نگهدارم ، اين حقى است كه خدا تبارك و تعالى براى شما در اموال ما مقرر ساخته . امام فرمود : يعنى براى ما از محيط زمين و آنچه خدا از آن برآرد جز خمس نباشد ؟ اى ابا سيار به راستى همهء زمين از ما است و هر چه خدا از آن برآرد همه از ما است ، من گفتم : پس همهء آن مال را براى شما مىآورم . فرمود : اى ابا سيار ، ما محققاً آن را به تو حلال كرديم و تو را از آن بهل نموديم همين مال خود را با خود برگير ، هر آنچه از زمين در دست شيعيان ما است بر آنها حلال است تا قائم ما قيام كند و ماليات آن را از آنها بگيرد و زمين را به دست آنها واگذارد ولى آنچه در دست ديگران است هر آنچه از آن سودى برند بر آنها حرام است تا آن كه قائم ما قيام كند و زمين را از دست آنها بگيرد و آنها را خوار و تهى دست از آن به در كند . عمر بن يزيد گويد : ابو سيار به من گفت : به نظر من احدى از صاحبان املاك و كارمندان جز من حلال نخورد مگر آنان كه ائمه به آنها حلال كرده باشند . ( 1 ) 4 - از ابى بصير گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : آيا زكات بر امام نيست ؟ در پاسخ فرمود : سخن محالى گفتى اى ابا محمد تو نمى دانى كه همهء دنيا و آخرت از آن امام است به هر جا خواهد صرف كند و به هر كه خواهد بدهد ، از طرف خدا اين عمل براى او